نامه هایی برای یک آیت الله ِ صبور(!)
سلام و عرض ادب./
رفقایی که از نزدیک باهام آشنا هستند ؛ بهتر میدونند که اصلا عادت به سیاسی نویسی و تحلیل کردن مسائل روز ِ سیاسی ندارم ولیکن دور از انصاف دیدم که به نوبه ی خودم در این مورد توی وبلاگ صحبت نکنم .
این روزها بهتر از من در جریان هستید ، یک موج جدید نامه نویسی به "آیت الله هاشمی رفسنجانی" راه افتاده و چه دل ها که کباب نشده و چه بغض ها رسوب نشده که ای خدمت گذار انقلاب ! ای دلسوز رهبری و یاور دیرینه ی امام . ..جایگاه شما بالاتر و رفیع تر از این عدم احراز صلاحیت هاست و شما "ندید بگیر" و لیاقت شما ثابت شده است و .. .
آدم هایی که "بعضآ " سال ها ازشان هیچ خبری نبود و "احتمالا" در ویلاهای خوش آب و هوایشان مشغول "اسب سواری" بوده اند و یا اگر در ویلا هم نبودند مشغول "بیزینس" های حلالی (!) شده بودند که هر روز یک "دم خروسش" از جایی بیرون می زند !!
و شاید هم دلیل ِ دلمشغولی هایشان را چیز دیگریست که من و شما خبر نداریم .
دلیل این کارشان را نمی فهمم ! دلیل این حرکت ها را نمی فهمم .. .
نمیدانم چرا این آدم های دلسوز امام و نظام و رهبری (!) همین چند سال پیش و در همین ایام ، وقتی که شعار مرگ بر "اصل ولایت فقیه" در کف خیابان ها داده میشد سکوت کرده بودند !
نمیدانم چرا زمانی که همین آقای هاشمی ِ آیت الله منصبشان وقتی نامه ای بدون سلام به رهبری نوشتند ؛ از حفظ جایگاه ولایت دم نزدند و سینه چاک نکردند !
هضم نمیکنم این آدم ها دلسوز نظام باشند و در مقابل هنجار شکنی های یک عده قانون شکن ِ متوهم گول خورده و سران ِ هذیان گویشان سکوت کنند و نامه از خود در نکنند !
مخلص کلام آنکه این آدم ها و شعارهایشان را وقتی کنار هم قرار می دهم ؛ نمی فهمم !
بیشتر از آنکه از نامه هایشان طعم دلسوزی و بوی برادری بلند شده باشد ؛ مزه ی تلخ چاپلوسی و تملق و نون خوری به نرخ روز به زبان می آید و بغض هایی که نسبت به رهبر معظم انقلاب سر باز کرده !
نمیدانم سهواً یا عمداً ، اما از سیلاب این نامه ها هدفی جز تضعیف رهبری به نظر نمی آید و حال آنکه این آدم ها و "آیت الله ِ صبورشان" قطعاً و بدون شک کوچکتر از آن هستند که بخواهند خدشه ای به مقام ولایت وارد کنند ./
بزرگتر از این ها تا نیت کردند که بخواهند کمی با ولایت در بیوفتند ، ور افتاده اند ! از آغاز انقلاب منتظری ها و بنی صدرها گرفته تا همین احمدی نژاد ساده زیست و پرتلاش خودمان وقتی از چشم توده های مردم افتادند و دچار انحراف شدند که با ولایت زاویه پیدا کردند .
کلام آخر آنکه به نوبه ی خودم این دوستان دلسوز (!) و شما و خودم را امر به تقوا و ترس از آخرت میکنم .
والسلام ./ والعاقبة للمتقین